بابا صفرى

370

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

21 - در باب تأسيس كميتهء مساوات و طرفدارى ايرانيان از تركها ( صفحهء 345 ) بايد گفت كه حزب مساوات را قفقازيها تأسيس كردند . مركز آن هم در بادكوبه بود و آنها استقلال ميخواستند ايرانيها هم در آن شركت داشتند و حاجى حسينقلى صراف هم از طرف آنها در اردبيل شعبه تشكيل داده بود كه بقتل رسيد . اينكه تركها مورد توجه قفقازيها بودند جهتش آن بود كه دولت تزار مصمم بود جنگ ارمنى - مسلمان راه بيندازد و چنين هم كرد . در نتيجه ارمنىها از مسلمانها و ايرانيها جمع زيادى كشتند و چون از هيچ جا به مسلمانان كمكى نرسيد سخت مغلوب شدند و مال منالشان غارت گرديد . دولت عثمانى تحمل اين كار نكرد و بفاصلهء مدت كمى بيست هزار نفر ترك مسلح و از اسلامبول ببادكوبه فرستاد . ارمنىها تار و مار شدند عده‌اى را بقتل رسانيدند و جز خانه‌ها و مغازه‌هائى كه بر در آنها جملات « مسلمان مغازه‌سى ، مسلمان ايوى » يعنى مغازهء مسلمان ، خانهء مسلمان نوشته شده بود همه را خراب كردند و انتقام مسلمانها را از ارمنىها گرفتند . اين بود كه قفقازيها طرفدار تركها شدند و در تمام مجالس از آنها تعريف كردند و تصنيفهائى در مدح آتاتورك ، انور پاشا ، نيازى پاشا و غيره ميخواندند يك بيت از يكى از آنها چنين بود « ياشاچوخ ياشا مصطفى كمال پاشا » ( يعنى زنده باش خيلى هم عمر كن مصطفى كمال پاشا ) . 22 - شنيدنى است كه « قره حاج زايد اوغلى » قاتل حاج حسينقلى صراف ( صفحه 250 ) درست يكسال بعد در راه آستارا و در قريهء « آرپاتيه‌سى » بقتل رسيد . بوسيلهء چه كسى نميدانم . 23 - در صفحهء 372 ميرزا جعفر قلى برادر ميرزا عباسقلى اگند نوشته شده حال آنكه او پسر وى بود و نه برادرش . 24 - خدمات آقا ميرزا على اكبر و اقدامات او كه در صفحهء 400 اشاره شده است بدستور و اشارهء دولت ايران بود . اصولا بايد توجه نمود كه آنمرحوم در ابتداى مشروطيت و در مقابل مستبدين خدمات با ارزشى نمود و اگر كارهاى ديگرى